اولین بار بود
سلام به محبت سلام به احساس محبت و دوست داشتن سلام یهو دیشب (چهارشنبه7 آذر) ک از ظهرش خونه فاجون بودیم .شب ک میومدیم خونه گفتی من میمونم .من و بابایی هم گفتیم باشه بمون (آخه همیشه میگفتی میمونم و لحظه آخر میگفتی میام میام) ولی دیشب واقعا موندی .مانشستیم توی ماشین 5 دقیقه ای موندیم و زنگ زدیم گفتن چیزی نیست و ماحرکت کردیم به سمت خونه .داشتم دیوونه میشدم .چقدر گریه کردم دیشب تا حالا .آخه اولین شبی بود ک پیشم نبودی .وای خدای من .خیلی سخت بود .الان ک ساعت 3وربع هستش بیدارم و مینویسم .دلم واست تنگ شده عشق مامان نفس مامان عاشقتم ...
نویسنده :
مامان ندا
3:00


